شعر

ترانه پرتقالي

همه از دَم بي بو و خاصيت اند پرتقال هايي كه من پوست مي كَنم اما بر ميز صبحانه يا محو تماشاي سريالي قديمي هر بار كه انگشت هاي خوش تراش تو پوست مي كند از پرتقال خانه سراسر بوي پرتقال مي گيرد و پرتقالي مي شود ترانه اي كه من زير دوش مي خوانم.

عباس صفاري

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۰:۵۱ | مدير سايت
،

براي همسفر هميشه‌ي عشق ... باران!


رفتيم و نشستيم، خوانديم و گريستيم.
بعد يكصدا شديم .... هم‌آواز و هم‌بُغض و هم‌گريه
همنَفس براي باز تا هميشه با هم بودن...
براي يك قدم‌زدن رفيقانه، براي يك سلام نگفته،
براي يك خلوتِ دل‌خاص، براي يك دلِ سير گريه كردن ...
براي همسفر هميشه‌ي عشق ... باران!
باري اي عشق، اكنون و اينجا، هواي هميشه‌ات را نمي‌خواهم
... نشاني خانه‌ات كجاست؟!

سيد علي صالحي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۰:۵۰ | مدير سايت
،

حال دل با تو گفتنم هوس است

عزيز دلم
دير زمانى ست كه خبرى از تو نيست
بگذار برايت بگويم
حال گلدان ها خوب است
هر روز آب شان ميدهم
چيده امشان بر پله ها
تا وقتِ آمدن ت
به استقبال ت برخيزند
راستى كى ميآيى؟
تا حالِ دلم هم با تو گوپم...
دلم براي تو تنگ است
زودتر بيا!



دلنوشته ها
(نجوا رستگار)

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۰:۵۰ | مدير سايت
،

مرا ببوس..براي آخرين بار

زيرِ پنجره‌ي اتاقَ‌م
«مرا ببوس» را مي‌خواند
آوازخوانِ كوچه‌هاي شب.
مي‌بوسمَ‌تو طرحِ لب‌هايم مي‌ماندروي غبارِ سردِ شيشه!
رضا كاظمي

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۰:۴۹ | مدير سايت
،

اگر ببارد، از شوق... اگر نبارد، از دل‌تنگي

به باران دل نبندكه هر چهار فصل ديوانه‌ات خواهد كرد
اگر ببارد، از شوقاگر نبارد، از دل‌تنگي

سيد علي ميرافضلي

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۰:۴۸ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 1825
بازديد ديروز : 1843
بازديد كل : 774326

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان