شعر

مرا خواب زمستاني اي بايد...‏

         زمستان آمده است.
         خسته ام
         مي خوابم
         بهار كه آمد
         پيله ام را مي شكافم
         تا با پرهاي خيس
         دوباره
         عاشقت شوم.


كيكاوس ياكيده
بانو و آخرين كولي سياه پوش


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۳:۰۸ | مدير سايت
،

بي مخاطب...

بودن من بي مخاطب مانده است
من و عشق تنها مانده ايم
تا تنهايي نيز بر راز آفرينش افزوده شود؛
امشب از آن شب هايي است
كه سكوت حرف اول را مي زند!



پ.ن: عكس تغيير كرد؛ به نظرم اين عكس متناسب تر هست. براي ديدن عكس قبلي مندرج در همين پست كليك كنيد.

مهديه لطيفي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۳:۰۸ | مدير سايت
،

نشاني خانه‌ات كجاست؟!

اين صبح، اين نسيم، اين سفره ي مهيا شده ي سبز، اين من و اين تو، همه شاهدند

كه چگونه دست و دل به هم گره خوردند. . .   يكي شدند و يگانه

تو از آن سو آمدي و او از سوي ما آمد، آمدي و آمديم.

اول فقط يك دل بود. يك هواي نشستن و گفتن.

يك بوي دلتنگ و سرشار از خواستن. يك هنوز با هم ساده.

رفتيم و نشستيم، خوانديم و گريستيم.

بعد يكصدا شديم. هم آواز و هم بغض و هم گريه، همنفس براي باز تا هميشه با هم بودن.

براي يك قدم زدن رفيقانه، براي يك سلام نگفته، براي يك خلوت خاص، براي يك دل سير گريه كردن. . .

براي همسفر هميشه عشق. . .  باران!

باري اي عشق، اكنون و اينجا، هواي هميشه ات را نمي خواهم

. . . نشاني خانه ات كجاست؟!


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۳:۰۷ | مدير سايت
،

آه... امان از دنيا...



ما أصف مِن دار؟ أولها عناء و آخرها فناء. في حلالها حساب و في حرامها عقاب.

چه وصف كنم سرايي را كه آغازش رنج و عناست و انجامش فنا.
در حلالش حساب و كتاب است و در حرامش كيفر و عقوبت...


امام علي (ع)


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۳:۰۷ | مدير سايت
،

اسمان تشنه است...!



من خسته‌ام
خسته از آينه،
از آدمي،
از آسمان
مگر تحمل يك پرنده كوچك خانه‌زاد
يك پرنده جامانده از فوج بارا‌ن‌خورده بي‌بازگشت
تا كجاي آسمان تمام روياهاست؟

سيد علي صالحي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۳:۰۶ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 1569
بازديد ديروز : 1171
بازديد كل : 765702

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان