شعر

من در اين شهر نتوانم كه انديشۀ ديگر بكنم

شهرِ من!
من به تو مي‏انديشم
نـه به تنهـايـي خويـش...

براي شنيدن

پ.ن: اي شهرِ من... اي مردمان شهر من... تنهايي ام بر باد، باد...‏ وقتي شما، در خاطر و انديشه ام، زنده يد...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۲۶ | مدير سايت
،

شوق دارم شيوه ي ابراز را گم كرده ام...

 

چون صدف در سينه ام يك راز را گم كرده ام

دل به پايان بستم و آغاز را گم كرده ام

در ميان كوه هاي غم صدا سر داد عشق

در هجوم انعكاس ، آواز را گم كرده ام

آنچنان دل بسته ي مژگان چشمان تو ام

با قفس خو كرده ام ، پرواز را گم كرده ام

سر به سنگي مي زند چون موج ، هر كس ماه ديد

شوق دارم ! شيوه ي ابراز را گم كرده ام

عقل چون فرعون تا دريا مرا تعقيب كرد

دل به دريا مي زنم ، اعجاز را گم كرده ام

شيخ شيرازم كه حيرت گرد دنيا كردي ام

راه برگشت از سفر ؟!! شيراز را گم كرده ام

محمد علي عليزاده


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۲۶ | مدير سايت
،

مهربان باش..

گر چه در دورترين شهر جهان محبوسم
از همين دور ولي روي تو را مي بوسم

گر چه در سبزترين باغ ولي خاموشم
گر چه در بازترين دشت ولي محبوسم

خلوت ساكت يك جوي حقيرم بي تو
با تو گسترده گي پهنه اقيانوسم

اي به راهت لب هر پنجره يك جفت نگاه
من چرا اين قدر از آمدنت مايوسم؟

اين غزل حامل پيغام خصوصي من است
مهربان باشي با قاصدك مخصوصم !

بار ديگر مي گويم تا يادت نرود
مهربان باشي با قاصدك مخصوصم

بهروز ياسمي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۲۵ | مدير سايت
،

پرنده ي خاموشي در من لانه كرده...




زماني است كه از كلمات خسته ام
گروه گروه هجوم مي آورند، مي نشينند در سرم
مثل دسته پرندگان بر سر درختي
دست بر دست مي كوبم
بانگ بر مي كشم
مي پرند و پراكنده مي شوند

يك پرنده خاموش اما
نه مي ترسد
نه مي رود

نه آوازش را مي خواند....

شهاب مقربين


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۲۵ | مدير سايت
،

شرافت؟!



زناني را مي‌شناسم من
كه شرافتمندانه دست به دست شده‌اند
در ميان جلادان
و خواب تجاوز در ذهن‌شان
فريادكشي‌ست ابدي...
رضا براهني


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۴:۲۴ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 3
بازديد امروز : 981
بازديد ديروز : 2245
بازديد كل : 756840

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان