شعر

كودكي هامان كجا جا مانده است؟

من: من ميخوام برگردم به كودكي!

نازي: نمي‏شه! كفشِ برگشت برامون كوچيكه!

من: پابرهنه نمي‏شه برگردم؟

نازي: پلِ برگشت، توان وزن ما رو نداره، برگشتن ممكن نيست!

من: براي گذشتن از ناممكن كي رو بايد ببينيم؟

نازي: رؤيا رو!

من: رؤيا رو كجا زيارت بكنم؟

نازي: در عالم خواب!

من: خواب به چشمام نمي آد!

نازي: بشمار، تا سي بشمار، يك و دو...

حسين پناهي

دكلمه اش براي شنيدن

* خوب ميگفت كه: از هيچ كار بچگي هام پشيمون نيستم، جز اينكه دوست داشتم بزرگ شم.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۵:۱۸ | مدير سايت
،

پا به پاي كودكي هايم بيا

  • خاله بازي كن به رسم كودكي
    با همان چادر نماز پولكي
    طعم چاي و قوري گلدارمان
    لحظه هاي ناب بي تكرارمان
    مادري از جنس باران داشتيم
    در كنارش خواب آسان داشتيم
    يا پدر اسطوره دنياي ما
    قهرمان باور زيباي ما
    قصه هاي هر شب مادربزرگ
    ماجراي بزبز قندي و گرگ
    غصه هرگز فرصت جولان نداشت
    خنده هاي كودكي پايان نداشت
    هر كسي رنگ خودش بي شيله بود
    ثروت هر بچه قدري تيله بود
    اي شريك نان و گردو و پنير !
    همكلاسي ! باز دستم را بگير
    مثل تو ديگر كسي يكرنگ نيست
    آن دل نازت برايم تنگ نيست ؟
    حال ما را از كسي پرسيده اي ؟
    مثل ما بال و پرت را چيده اي ؟
    حسرت پرواز داري در قفس؟
    مي كشي مشكل در اين دنيا نفس؟
    سادگي هايت برايت تنگ نيست ؟
    رنگ بي رنگيت اسير رنگ نيست ؟
    رنگ دنيايت هنوزم آبي است ؟
    آسمان باورت مهتابي است ؟
    هركجايي شعر باران را بخوان
    ساده باش و باز هم كودك بمان
    باز باران با ترانه ، گريه كن !
    كودكي تو ، كودكانه گريه كن!
    اي رفيق روز هاي گرم و سرد
    سادگي هايم به سويم باز گرد!

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۵:۱۷ | مدير سايت
،

شانه هايت را براي گريه كردن دوست دارم دوست دارم

شانه هايت را براي گريه كردن دوست دارم دوست دارم

بي تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم دوست دارم
خالي از خود خواهي من برتر از آلايش تو
من تو را بالاتر از من برتر از من دوست دارم
عشق صدها چهره دارد عشق تو آيينه داره 
عشق را در چهره ي آيينه ديدن دوست دارم
در خموشي چشم مارا قصه ها و گفت وگو هاست
من تو را درجسته ي محراب ديدن دوست دارم
من تو را بالاتر از من برتر از من دوست دارم
شانه هايت را براي گريه كردن دوست دارم دوست دارم
بي تو بودن را براي با تو بودن دوست دارم دوست دارم
در هواي ديدنت يك عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عشقم شكستن دوست دارم
بغض سر گردان ابرم قله اي آرامشم كن
شانه هايت را براي گريه كردن دوست دارم دوست دارم

بشنويد


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۵:۱۷ | مدير سايت
،

آخر قصه...



هنوزم ميشه عاشق بود، تو باشي كار سختي نيست
بدون مرز با من باش، اگر چه ديگه وقتي نيست

نبينم اين دم رفتن، تو چشمات غصه مي شينه
همه اشكاتو مي بوسم، مي دونم قسمتم اينه
ناشناساهنگ نوازش از محمدرضا عيوضي براي شنيدن (+)*چند روزه از شنيدن اين آهنگ سير نميشم!


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۵:۱۶ | مدير سايت
،

اسب‌ و زيني‌ بايد، به‌ هماوردي‌ تنهايي‌ من‌!

دره‌اي‌ مي‌دانم‌
شيب‌ تندي‌ دارد
و زلالي‌ كه‌ ز برفاب‌ افق‌ مي‌آيد،
در سراشيب‌ همين‌ دره،‌ سحر مي‌رويد!
اگر آن‌ يار سفر كرده‌ بيايد از راه‌
عشق‌ در شيب‌ همين‌ دره‌، كپر (1) مي‌سازد

يدالله عالي‌خاني‌ (فرجام‌)

(1) كپر: خانه ي ساخته شده از چوب، آلونك

شعر كامل از اينجا (+) و كامل تر از اينجا (+)


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۵:۱۵ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 3
بازديد امروز : 657
بازديد ديروز : 1059
بازديد كل : 752184

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان