شعر

شيشه عطر بهار، لب ديوار شكست...‏

شيشۀ عطر بهار
لب ديوار شكست
و هوا،
پر شد از بوي خدا...

              

همه جا آيت اوست،
ديدنش آسان ست
سخت آن ست كه نبيني او را...

شاعر؟!

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۵:۳۸ | مدير سايت
،

زمين در انتظار تولد يك برگ...‏

زمين در انتظار تولد يك برگ
من در حال شمارش معكوس
صفر هميشه پايان نيست
گاه آغاز پرواز است...

قدسي قاضي نور
"مثل يك حباب آبي"

* ممنون خواهم شد نظرتون رو راجع به همراهي شعر با اين عكس يا اين عكس رو بگيد.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۵:۳۷ | مدير سايت
،

خبر آمدنِ بهار آورده؛ نسيم...‏

بهار پشت در است
به گوش پنجره آرام
نسيم گفت و گذشت...

مژگان عباسلو


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۵:۳۶ | مدير سايت
،

چادرت را پهن كن... چادرت را به باد بسپار... بهار را منتشر كن...‏

چادرت بوي شكوفه مي‏دهد
چادرت را پهن كن
بهار من!

تا زمين، سبز شود

آسدسعيد


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۵:۳۶ | مدير سايت
،

بگو غنچه هاي پيرهن ت گل كنند، تا بهار را بيآورند...‏‏

پيراهن گل دارت را
از صندوقچه در آور
غنچه هايِ نشكفتۀ زيادي دارد
بهارِ نزديك است!

ميرابوالقاسمي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۵:۳۵ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 7
بازديد امروز : 772
بازديد ديروز : 2102
بازديد كل : 775375

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان