شعر

بخشندگي باد

يك وقت اگر
موج ِ موهايت سوي ِ من آمد
به حساب بخشندگي باد مگذار
بدان
قلبت برايم لرزيده است!

محسن شرو


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۰۲ | مدير سايت
،

ايوان ِ آفتاب

نيم ساعت پيش،
خدا را ديدم
كه قوز كرده با پالتوي مشكي بلندش
سرفه كنان
در حياط از كنار دو سرو  ِ سياه گذشت
و رو به ايواني كه من ايستاده بودم، آمد
آواز كه خواند، تازه فهميدم
پدرم را با او اشتباهي گرفته ام!

حسين پناهي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۰۲ | مدير سايت
،

ريشه بدوان در من....

از هيچ
پرت مي‌شوم اينجا
و دانه‌ات را باد
از هيچ كجاي بالا‌دست
رها مي‌كند روي دامن امنم
تو ريشه مي‌زني در من
سبز مي‌شوي
و روي كتف‌هاي تو لانه مي‌سازم
براي روز مبادا
براي گريه‌هاي طولاني
براي لحظه‌هاي كوتاهي
كه با تو قهر خواهم كرد

و بعد از آشتي
زمين دوباره همان گلوله‌ي آبي‌ست
كه رها مانده در بلندي اعماق
چقدر زير پايمان خالي‌ست
و آسمان
چقدر خالي‌تر


رويا زرين


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۰۱ | مدير سايت
،

چه دشوار است پيمودن...

الا يا ايها الساقي، أدر كأسا و ناولها

 كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها



حافظ


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۰۱ | مدير سايت
،

گذشت ِ لحظه ها

قسم به لحظه هايي كه معصومانه مي ميرند
تا سهم چشم هاي من
گريه هاي تلخ شبانه باشند
بعد از تو
لبهايم را به طعم سيبي عادت نخواهم داد
و به درگاه چشم هايت
توبه خواهم كرد كه دگر هوس سيبي نكنم

دايگودو


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۰۰ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 1831
بازديد ديروز : 1843
بازديد كل : 774332

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان