شعر

قطعه قطعه شدن غزل ها!


نشاني ات را گم كردم

از مادرت پرسيدم

گفت قطعه ۶۲-رديف اول

آمدم

و يادم آمد مي گفتي:

قطعه همان غزل است

اگر سر نداشته باشد

تو هم غزل بودي

قطعه قطعه...

 

علي زارعان


پ.ن: به جاي قطعه 62 ، بگذاريد قطعه 24... اصلا چه فرقي ميكند درميان غزلهاي قطعه شده!  قطعه قطعه شدن غزل ها!

پ.ن آخر:
روز هفت تير، بر خلاف هر روز، لباده نپوشيدند؛ صبح غسل شهادت كرد و يه خداحافظي گرم هم با بچه ها .چقدر الان دل تنگ قنوتش شديم؛ دل تنگ اون «الهي و سيدي و مولاي تفضل علي من الائك و نعمائك و لا تكلني الي نفسي و الي احد من خلقك» گفتنش.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۱۶ | مدير سايت
،

صلح ميدهند مرا با من...‏

دستان َت
پرچم ِ سفيدي است، كه تكان مي‌خورد
ميانه‌ي ِ اين جنگ ِ هزار و يك شب ِ خونين ِ خيابان‌ها...

محمد درودگري

* اين تصوير هم بود.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۱۶ | مدير سايت
،

مانده ام سبز هنوز...در انتظار آمدنت...

به آنكه حتي دشنه اش را عاشقم


چون دوستت مي دارم
حتي آفتاب هم كه بر پوستت بگذرد
من مي سوزم
پاييز از حوالي حوصله‌ات كه بگذرد
من زرد مي شوم
روسري زردت كه از كوچه عبور مي‌كند
عاشق مي شوم
و تا كفش هاي رفتنت ‌جفت مي شوند
غريب مي‌مانم
و تنها وقتي گريه اي گمان نمي برم در تو
من سبز مي‌مانم



كه نيلوفرانه دوستت مي دارم
نه ماننده‌ مردماني كه دوست داشتن را
به عادتي كه ارث برده‌اند
با طعم غريزه نشخوار مي كنند
من درست مثل خودم
هنوز و هميشه دوستت مي دارم 

بهمن قره داغي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۱۵ | مدير سايت
،

عاقبت ديدار...


يافتم ،
زلال و پاك ،
همچون قطره قطره باران .
 
رفتم ،
چه رفتني ؟
رفتني از پي ديدار يك آشنا .
 
رسيدم ،
چه رسيدني ؟
  پايان شعله هاي يك عشق نافرجام  .


محمدرضا خاكبازنيا


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۱۵ | مدير سايت
،

خيال كن كه غزالم...

گفتم كه اي غزال! چرا ناز مي كني؟
 هر دم نواي مختلفي ساز مي كني؟
 گفتا: به درب خانه ات ار كس نكوفت مشت
 روي سكوت محض تو در باز مي كني ؟

كارو


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۱۴ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 1341
بازديد ديروز : 3148
بازديد كل : 770422

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان