شعر

ثمر عشق...

دست‌ها چيزهاي خيلي خوبي‌اند،
به خصوص بعد از اينكه از عشق بازي برگشته‌ باشند.


ريچارد براتيگان - درقند هندوانه


*جهت ياد آوري * نظر سنجي  وبلاگ همجنان برقرار مي باشد... لطفا با نظرات خوبتون ما رو همراهي كنيد...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۲۲ | مدير سايت
،

بايد كه دامنم را برچينم با باد

زُل مي زني، به دور دست
هوا ابري ست
اما
هوس ِ بـاران ندارد

بايد كه دامنم را برچينم با باد

 دلنوشته ها


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۲۱ | مدير سايت
،

و خبر مي آورند از نبودن ِ هيچ كجايي ات

چشم مي بندم
و رو بهتاريكي ِ محض ِ وسطِ ظهر
به موسيقي ايمان مي آورم

و نُت به نُت
نبودنت را دم به دم
با هر دَم ام
مي دزدم از اين هواي تاريك

و پُر مي شوم
پر از پرنده هايي كه بالاي سر شهر
بمب افكن به مننقار گرفته اند
و خبر مي آورند از نبودن ِ هيچ كجايي ات
كه حالا به يك اشاره ام
مي توانند شهر را نيست كنند
من اما به موسيقي ايمان مي آورم
و مي بخشم
شهر را براي نبودن ات
نبودنت را به شهر!!

...

مهديه لطيفي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۲۱ | مدير سايت
،

شيداي جهانم...رسواي زمانم...‏

نمي‌توانم پنهان كنم
عاشقانه ‌اي را زيرِ پيراهن‌م
كه نهفتن اش
يعني انفجارِ من

پس چگونه در ميدان‌هاي شهر
فرياد بر نياورم:
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
پس چگونه مي‌توانم خورشيد را
در گنجه‌ها نگه دارم؟
پس چگونه با تو در پارك قدم بزنم؟
و ماهواره‌ها
عشقمان را مخابره نكنند؟

نزار قباني

* حس شعر و تصوير را دوست دارم... حيف كه مصداق من نيست :/
اما آوردم، تقديم به آنها كه تجربه كرده اند :)

* عنوان برگرفته از آهنگي قديمي با همين مطلع و صداي امين الله رشيدي.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۲۰ | مدير سايت
،

ياد تو ...

ياد تو
پوستيني است كه بين من و زمستان
فاصله مياندازد

نام تو
شعله نه
تكه اي از تابستان است
كه گوشه ي دلم ميسوزد
و سوي چشمانم است
وقتي براي يافتنت - كورمال كورمال -
دنيا را لمس ميكنم

يك آن آفتابي ميشوي
و تمام معني زندگي در همان لحظه ميچكد - غليظِ غليظ -

نام تو
مرگ را به تاخير مياندازد.

"ساغر شفيعي"


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۲۰ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 7
بازديد امروز : 648
بازديد ديروز : 1059
بازديد كل : 752175

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان