شعر

گفتند كه باز روسري ات را تكانده اي!

ديوانه ي حجاب تو و چادرت شدم
اما بدون روسريم دوست دارمت 

"محمد رفيعي"


پ.ن: عنوان پست مصرعي از حامد عسكري!


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۰۳ | مدير سايت
،

فرودگاه ِ حزين.....

اين موسيقي ِ اسپانيايي
كه فرودگاه را به گريه انداخته،
مرا به ياد تو مي‌اندازد...
عزيزم!
هيچ پروازي
به خاطرِ دلتنگي ِ مسافرش
لغو نمي‌شود...  


سارا خوشكام


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۰۳ | مدير سايت
،

خاطرات...

 سفره ام را جا گذاشته ام

زير آن درخت بلوط

بايد بر گردم اما بر گشتني نيست

گذشته است زمان

و من در ايينه لمس مي كنم

چينه هاي اين شكست را

بر ويرانه پلكم

كه فرو افتاده

در دامنه ي مه آلود دره اي سبز

 

حالا بايد به تمبرهاي باطله دلخوش بود

و كلكسيون ها را 

با لك هاي سرخابي تزيين كرد

صفحات سفيد را خالي گذاشت

و بجاي آن به پنجره بسته ي فردا نگاه كرد

  


فكر آن درخت بلوط را هم نكن

خودش را گهگاه با شعري

خاطره اي

طرح لبخندي

سر گرم مي كند .

قول مي دهم دلش از ما خوشتر است 


امير تيكني


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۰۲ | مدير سايت
،

فناي ِ خويشتن....


برگ‌هايم ريخت بر روي زمين؛ يعني درختخود به مرگ خويشتن رأي موافق مي‌دهد
كاظم بهمني

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۰۱ | مدير سايت
،

بي واژه...

"او رفت "
و اين خود 
شعر بلندي است
.
.
.
.
.

  آناهيتا كياني



تصوير از Stéphane Berla

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۰۱ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 2473
بازديد ديروز : 1800
بازديد كل : 768406

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان