شعر

زير خط نقطه چين

لحظه هاي با تو بودن ‚ يادمه صحنه به صحنه
رختي از ترانه دارم ‚‌ واسه اين بغض برهنه

فاصله چن تا قدم بود ‚ نه هزار سال نوري
تو نخواستي كه بموني ‚ حالا نزديكي و دوري


 دوري اما پيش رومي ‚ اي دليل خوب تكرار
 تويي عكس برگ آخر ‚ رو تن كبود ديوار


اي نفس ساز هميشه
 با تو بي قفس ترينم

بي تو حبسي سكوتم
زير خط نقطه چينم 

يغما گلرويي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۱۷ | مدير سايت
،

ديوار سكوت

روزي دل من كه تهي بود و غريب
 از شهر سكوت به ديار تو رسيد

 در شهر صدا كه پر از زمزمه بود
تنها دل من قصه ي مهر تو شنيد

چشم تو مرا به شب خاطره برد
در سينه دلم از تو و ياد تو تپيد

در سينه ي سردم ، اين شهر سكوت
ديوار سكوت به صداي تو شكست


اردلان سرافراز


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۱۶ | مدير سايت
،

...

اگر ديگر همه از آب گل آلود ماهي ميگيرند،
از بديشان نيست،
آبهاي تميز ديگر ماهي ندارند...

ليلا صادقي

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۱۶ | مدير سايت
،

عاريه از كه بود گل هاي پيرهنت؟!

بانو! آن پيرهن قــرمــز پولك دارت را بپوش و مثل يك ماهي به آغوش من بيا من هنوز دريا دريا تو را دوست دارم ...

مهشيد سادات


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۱۵ | مدير سايت
،

بي عمر زنده‌ام من و اين بس عجب مدار*

گفتي كه
رفته رفته چو عمر
آيمت به سر

عمرم زدير آمدنت
رفته رفته
رفتــــ....

محتشم كاشاني

*بي عمر
زنده‌ام من و اين
بس عجب مدار

روز فراق را
كه نهد در شمار عمر؟!

حافظ شيرازي (+)


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۱۵ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 723
بازديد ديروز : 1059
بازديد كل : 752250

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان