شعر

عاقل يا عاشق؟!


من عاشقي بلد نبودم!

من حتي عاقلي هم بلد نيستم!

در مسابقه برگ پاييز ي و جوي گذران آب

هر عاشقي ميفهمد

كه برنده مسابقه برگ است

كه يك جاي سرنوشت گير كرده است!

وهر عاقلي ميداند

تمام عمر رانبايست به انتظار يك روز رسيدن برگ ماند!

من نه عاقلي بلد بودم و نه عاشقي!




مهر 91

م.ب

دلنوشته ها..



ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۲۸ | مدير سايت
،

من نه چنانم كه تويي

زين دو هزاران من و ما اي عجبا من چه منم؟
گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم


چونك من از دست شدم در ره من شيشه منه
ور بنهي پا بنهم هر چه بيابم شكنم

زانك دلم هر نفسي دنگ خيال تو بود
گر طربي در طربم گر حزني در حزنم

تلخ كني تلخ شوم لطف كني لطف شوم
با تو خوش است اي صنم لب شكر خوش ذقنم

اصل تويي من چه كسم؟ آينه‌اي در كف تو
هر چه نمايي بشوم آينه ممتحنم

تو به صفت سرو چمن من به صفت سايه تو
چونك شدم سايه گل پهلوي گل خيمه زنم

بي‌تو اگر گل شكنم خار شود در كف من
ور همه خارم ز تو من جمله گل و ياسمنم

دم به دم از خون جگر ساغر خونابه كشم
هر نفسي كوزه خود بر در ساقي شكنم

دست برم هر نفسي سوي گريبان بتي
تا بخراشد رخ من تا بدرد پيرهنم

لطف صلاح دل و دين تافت ميان دل من
شمع دل است او به جهان من كيم او را لگنم
مولوي
براي ديدن و شنيدن با صداي شهرام ناظري
پ.ن1: عنوان برگرفته از شعر ديگري از مولوي.

پ.ن2: براي هشتم مهر ماه، سالروز بزرگداشت مولوي، شاعري كه ترك ها به راحتي و بدون جنگ و خونريزي و فقط با عدم كفايت مسئولين ما، دارن به عنوان شاعر خودشون به جهان معرفي ميكنن و استفاده هاشون رو مي‏برن...


+ براى آقاى جلال الدّين محمّد

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۲۷ | مدير سايت
،

دست از طلب ندارم تا كام من برآيد

بر آستان جانان، گر سر توان نهادن
گلبانگِ سربلندي، بر آسمان توان زد

حافظ شيرازي
پ.ن: عنوان برگرفته از اين غزل و شعر پست برگرفته از اين غزل.ت.ن: هرچه كردم، دلم نيامد پستي براي ولادت امام رئوف، نياورم اينجا. اين شد كه اين شعر را آوردم، گرچه قبل تر اينجا با تصوير ديگري آورده بودم. عدم امكان سرچ راحت در گوگل و آرشيو گوگل ريدرم، مجبورم كرد از داشته هاي قبلي استفاده كنم. حالا پيشنهادتان بين عكسي كه آورده شده و اين عكس، برايم كمك است در اينكه با خيال راحت تري از اين پست بگذرم.

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۲۷ | مدير سايت
،

كسي را كه در ياد خواهي‌سپرد... كجا، كِي خداحافظي كرده‌ است؟

گناهي ندارد اين زن
اگر هنوز چشم انتظار فرزندش نشسته
هرچه نباشد، پشت سر مسافرش آب ريخته بود.‏

 

دلنوشته ها
(نجوا رستگار)

پ.ن: عنوان برگرفته از اين شعر مژگان عباسلو.

ت.ن: گمانم چيزي از كسي، جايي خوانده بودم و در ذهنم مانده بود و با ديدن اين تصوير، به اين شكل در ذهنم نشست. گذاشته بودم براي هفته دفاع مقدس، بياورمش اينجا. البته كه تصاوير از مادران شهداي خودمان، شايد مناسب تر بود، اما با ديدن اين تصوير اين نوشتار آمد در ذهنم، براي همين با همين اينجا همراهش كردم و در جاي ديگري، با تصاوير مادران شهداي خودمان.

+ آنچه در ذهنم، نصفه نيمه، مانده بود، اين بود:
حق دارند اين چشم ها/ اگر هنوز هم/ خيره مي شوند به دوردست ها/ اين ها پشت سر مسافرشان آب ريخته اند...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۲۶ | مدير سايت
،

يـــار دبستانيِ من...‏

يار دبستاني من! با من و همراه مني
چوب الف بر سر ما، بغضِ من و آهِ مني

حك شده اسمِ من و تو؛ رو تنِ اين تخته سياه
تركه ي بيداد و ستم؛ مونده هنوز رو تنِ ما

دشت بي فرهنگي ما؛ هرزه تموم علف هاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل‏‏هاي آدم‏هاش

دستِ من و تو بايد اين پرده ها رو پاره كنه
كي مي تونه جز من و تو؛ درد ما رو چاره كنه؟

يـــار دبستانيِ من...

پ.ن 1: ترانه را "منصور تهراني" سروده و جمشيد جم و فريدون فروغي هم جدا جدا خوانده اندش.

پ.ن2: آهنگش براي هركدام مان، يك خاطره خاص دارد و برا بعضي مان حتي؛ خاطرات مشترك! يادم هست بچه تر كه بوديم، برادر بزرگترمان، اولين بار برايمان گذاشت و حفظ كرديم و در ماشين ميخوانديم، بعدتر، زمان هايي هم آمد كه با بغض و گريه خوانديمش... دلم ميخواست براي اول مهر بياورمش اينجا كه سر موعد نشد؛ اما براي مهر بيايد، بد نيست.

پ.ن3: اين تصوير و اين تصوير را هم مناسب ديدم؛ اما توي سرچ تصاوير، اين را يافتم و خب گويا براي همين آهنگ تنظيم شده، متأسفانه چون تصوير را سيو كرده بودم، لينك وبلاگي كه اين تصوير را آورده بود، ندارم و البته يادم هست بيشتر از يكجا استفاده شده بود و براي يافتن نفر اول، بايد دقت بيشتري ميشد.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۸:۲۶ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 3
بازديد امروز : 1814
بازديد ديروز : 1843
بازديد كل : 774315

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان