شعر

كاش دلتنگي نيز نام كوچكي مي‌داشت

كاش دلتنگي نيز نام كوچكي مي‌داشتتا به جان مي‌خواندي:
نام كوچكي

تا به مهر آوازش مي‌دادي،

همچون مـــــرگ

كه نام ِكوچكِ زندگي است
...

احمد شاملو


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۰:۴۸ | مدير سايت
،

اي ديده! ره ز ظلمتِ غم چون برون بري؟

اي ديده؛ ره ز ظلمت غم چون برون بري        چون نورِ دل نماند برون، راه چون بري
اول چـراغ بركن و آنگه چــراغ جــوي             تـا زان چـراغ راه ز ظلمـت بـرون بـري

فانوس
هجــران يـار، بر جگـرت زخـمِ مـار زد              آن زخـمِ مـار ني كه به بـادِ فسـون بـري
آن درد دل كه برده‌اي آنگه عروسي است         در جنب محنتي كه ز هجران كنون بري
خاقانيا؛ حريف فراقي به دستِ خون         در خون نشسته‌اي چه غم دست خون بري

خاقاني


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۰:۴۷ | مدير سايت
،

رفتن ت؛ اصلي ترين بحران

تو رفته اي
و بحران نوشيدن چاي بي تو در اين خانه
مهمترين بحران خاورميانه است و
اين احمق ها هنوز سر نفت ميجنگند...

پوريا عالمي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۰:۴۷ | مدير سايت
،

براي ِكودكانِ سر به هوايِ همين كوچه

هر شب
شاباش‌ ماه
يك مشت پولكِ نقره‌اي است
برايِ كودكانِ سر به هوايِ همين كوچه

محمدرضا عبدالملكيان


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۰:۴۶ | مدير سايت
،

كس واقف ما نيست كه از ديده چه ها رفت...

آن ترك پري چهر كه دوش از بر ما رفت
آيا چه خطا ديد كه از راه خطا رفت

تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بين
كس واقف ما نيست كه از ديده چه ها رفت

دل گفت وصالش به دعا باز توان يافت
عمريست كه عمرم همه در كار دعا رفت

دي گفت طبيب از سر حسرت چو مرا ديد
هيهات كه رنج تو ز قانون شفا رفت

اي دوست به پرسيدن حافظ قدمي نه
زان پيش كه گويند كه از دار فنا رفت


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۰:۴۶ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 1749
بازديد ديروز : 1843
بازديد كل : 774250

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان