شعر

آه كه امروز دلم را چه شد؟!

شد ز غمت خانه‌ي سودا دلمدر طلبت رفت به هرجا دلم

خاك رهش گشتم و آخر ز بخترفت بر اين گنبد مينا دلم

در طلب زهره ‌رخِ ماهرومي‌نگرد جانب بالا دلم

در طلب گوهرِ درياي عشقموج زند موج ، چو دريا دلم

آه  كه امروز دلم را چه شد؟!دوش چه گفته‌ ست كسي با دلم؟!

از دل تو در دل من نكته‌ هاستوه  چه ره است از دل تو تا دلم

گر نكني بر دل من رحمتيواي دلم واي دلم وا دلم

اي تبريز از هوس شمس دينچند رود سوي ثريا دلم؟!
مولانا
بشنويد با صداي شهرام ناظري

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۱:۴۱ | مدير سايت
،

ماهي كه بر خشك اوفتد قيمت بداند آب را

مقدار يار هم‌نفس چون من نداند هيچ كس

ماهي كه بر خشك اوفتد قيمت بداند آب را


وقتي در آبي تا ميان دستي و پايي مي‌زدم

اكنون همان پنداشتم درياي بي پاياب را


«سعدي»

* عكس و هماهنگي با شعر از الميرا ورزقاني


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۱:۴۱ | مدير سايت
،

نيمه ي عاشق‌ترم را باد بُرد....

در كوچه باد مي وزد

.

.

اين،

ابتدايِ ويراني است...


فروغ 



ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۱:۴۰ | مدير سايت
،

روزهاي سنگي...

 دريا دم ِغروب، به من تكيه مي دهد
تبديل كرده اي تو مرا هم به تخته سنگ...


فرامرز عرب عامري

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۱:۴۰ | مدير سايت
،

من مي‌روم؟ او مي كشد قلاب را...

جان، رقص ميكند

به سماع ِ 

كلام ِ 

دوست

.

.

سعدي 




ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۱:۳۹ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 12
بازديد امروز : 1294
بازديد ديروز : 2102
بازديد كل : 775897

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان