شعر

ولي باران كه مي گيرد..

شدم مانند رود از بارشي جريان كه مي گيرد

كه من بدجور دلتنگ ِ توأم، باران كه مي گيرد...

 

دلم تنگ است مي داني؟ پناهم شانه هاي توست

كمي اشك است درمانش دل انسان كه مي گيرد

 

من آن احساس ِ دلتنگي ِ ناگاه ِ پس از شوقم

شبيه حس ديدارم ولي پايان كه مي گيرد

 

غروبي تلخ و دلگيرم، غروب دشت تنهايي

دل دشتم من از ني ناله چوپان كه مي گيرد

 

چه بي راهم، چه از غم ناگزيرم من، چه ناچارم

شبيه حس يك قايق شدم طوفان كه مي گيرد!

 

چقدر از خاطراتت ناگزيرم، نه گريزي نيست

منم و باز باران بين قم - تهران كه مي گيرد

 

تو را، عشق تو را، آسان گرفت اول دلم اما

چه مشكل مي شود كارم دلم آسان كه مي گيرد!

 

سپردم به فراموشي به سختي خاطراتت را

ولي باران كه مي گيرد... ولي باران كه مي گيرد...

محمدرضا شرافت

*اين شعر يكي از زيباترين شعرهايي ست كه تا بحال خوندمش... خيلي وقته كه ميخاستم بذارمش ولي عكس مناسب نميافتم...

اين عكس هم خيلي به دلم نچسبيد اما...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۷:۵۸ | مدير سايت
،

ما را كرامت تو، گنه‌كار كرده است

رويم نميشود كه بگويم مرا ببخش
با اين همه گناه وليكن خدا ببخش

شايد دلت گرفته ازين توبه هاي سست
اينبار چندمين ولي آخر بيا ببخش

اي مهربان عرش نشين اي هميشه خوب
اين بنده ي به خاكِ غم افتاده را ببخش

 

شاعر : علي اصغر ذاكري

+ عنوان :

      تنها گناه ما طمع بخشش تو بود / ما را كرامت تو ، گنه كار كرده است  ( فاضل نظري)

+  براي اين شب ها .. التماس دعاي فروان داريم .. طاعات و عبادات تون قبول انشالله .. 

 


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۷:۵۷ | مدير سايت
،

دلشوره ميگيرم هر وقت بارونه

موهاش دريا بود دنيامو زيبا كرد..

فهميد ديوونم موهاشو كوتاه كرد..

رستاك حلاج

بشنويدش


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۷:۵۶ | مدير سايت
،

بس كه خوردم غم تو روزه من باطل شد

 روزه ي هجر تو از پا بينداخت مرا ... 

كي شود با رطب روي تو افطار كنم 

+ عنوان : بس كه خوردم غم تو روزه من باطل شد ، نرخ كفاره اين خوردن عمدي چند است ؟ (نرگس افري)

+باز آ كه در فراق تو چشم اميدوار / چون گوش روزه دار بر الله اكبر است (سعدي)

+ماه مبارك ، سفره اش را پهن كرده خوب است ، اما سفره دار ما نيامد  ( محمد فردوسي)

+شوق ديدار تو مانند همان وقت اذان/روزه داري كه به يك جرعه آبي برسد(محمد شيخي)

+تشنه يك لحظه ديدار توام ، حال مرا/ روزه داري لحظه افطار مي فهمد فقط ( مهدي نور قرباني )

+عمرم به سر رسيد نشد يارتان شوم /آقا نشد كه لايــــق ديـــدارتان شــوم

ماه خـــدا رســـيد و دلــم آرزو نــمود /ميهمان كنار سفره افــطارتان شــوم

+عكس از mazhabi_image


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۷:۵۶ | مدير سايت
،

دل مثل بستني قيفي است!

دست در دست باد روزگار...
شانه به شانه‌ي خورشيد عشق تو...

من ساحل خاطره‌ها را قدم مي‌زنم...
و در موج موج دلتنگي...
برايت اشك مي‌ريزم!

مي‌داني...
دل مثل بستني قيفي است!
يك قيف! پر از خاطره!
هر خاطره يك طعم!
هر خاطره يك رنگ!

مشغول ليسيدن خاطره‌هاي
خوش طعم و خوش رنگ كه مي‌شوي...

خاطره‌هاي ديگر آب مي‌شوند!

بي‌خيال باش!
بستني‌ات را تا ته بخور.


معصومه شكيبايي لنگرودي
مأخذ: سايت شعر نو


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۷:۵۵ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 2472
بازديد ديروز : 1800
بازديد كل : 768405

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان