شعر

زير پاي خاطرات...


چهره پاييزي و زرد حياط
برگ هاي خشك و نارنجي و سرخ
خش خش تكرار اسمت بر لبم
زير پاي خاطرات
*
مي دوم با هر چه عشق
مي دوم با هر چه اشك
باز همرنگ سكوت
زير پاي خاطرات
*
ماهها در انتظار
پنجره تب كرد و مرد
بوي باران مي رسد
زير پاي خاطرات
*
حرفها بيرنگ و مات
دستهايم مي رود
مي رسد تا دست تو
زير پاي خاطرات
*
باد موهاي مرا
مي برد هر سو ولي
من صدايت مي كنم
زير پاي خاطرات
*
بوي باران مي زند
بر درخت خانه ام
يك پرنده مي پرد تا بام عشق
زير پاي خاطرات
*
عكس ها پوسيده اند
مردمان بر عشق من خنديده اند
لحظه ها خاكستري تر مي شوند
زير پاي خاطرات

*
شايد از روزي كه باد
با شكوفه عشق بازي مي كند
فصل لبخند من و تو مي رسد
زير پاي خاطرات
*
شايد آن ابريشم ابر كبود
شايد اين تنهايي مهتاب و نور
باز هم گم مي شود
زير پاي خاطرات
*
من به دنبال سكوت فصل زرد
من به دنبال نسيم رهگذر
من به دنبال شروعي تازه تر
مي روم اما فقط
زير پاي خاطرات
*
گوش كن آخر صداي خسته را
يا هجوم بغض هاي بسته را

برگ زردي مي شوم ، له مي شوم
زير پاي خاطرات
.. 


فريبا شش بلوكي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۹:۳۳ | مدير سايت
،

شكلات مغز دار



مي داني ..
خوب كه فكر مي كنم
مي بينم گاهي يك شكلات ِ مغزدار
بيشتر ميچسبد
تا
عاشقانه هاي اين عاشق هاي تو خالي !

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۹:۳۳ | مدير سايت
،

قنوتِ عاشق



چون پر پروانه تا كه دست گشودم
دست مرا لحظه ي قنوت گرفتند
قيصر امين پور

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۹:۳۲ | مدير سايت
،

زهره در آتش!

اي خوشا بادهِ آن عشق كه آهسته كند مست
ورنه هر زود رسي در دل و جان دير نپايد


نازم آن شعله شوقي كه به تدريج بگيرد
سر زند از دل و سر بر فلكِ زهره بسايد

امير خسرو دهلوي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۹:۳۲ | مدير سايت
،

بي هم شدگان...

بي هم شدگانيم كه پيدا هستيم
پنهان شدگان خواب و رويا هستيم

در دنياي چقدرها از هم دور
آدم هاي چه قدر تنها هستيم



بيژن ارژن


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۹:۳۱ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 1548
بازديد ديروز : 1171
بازديد كل : 765681

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان