شعر

خانه زاد كربلايم خانه ات آباد باد!

من و جدا شدن از كوي تو خدا نكند

خدا هر آنچه كند از توام جدا نكند

صفاي دل توئي و دل زهر چه داشت صفا

صفا ندارد اگر با غمت صفا نكند

جواب ناله دلهاي خسته بر لب تو است

كه را صدا كند آن كو تو را صدا نكند

هزار مرتبه حيف از نماز مرده بر او

كه زنده ماند و جان در رهت فدا نكند

رضا مباد خدا از كسي كه در همه عمر

تو را به قطره اشكي زخود رضا نكند

رهايي همه عالم بود به دست كسي

كه هر چه بر سرش آيد تو را رها نكند

كشيدم از دو جهان آستين كه دولت عشق

مرا به جز در اين آستان گدا نكند

كسي كه خاتم خود را دهد به دشمن خود

چگونه از كرم خود نگه به ما نكند

گذشت عمر و اجل پر زند به دور سرم

بميرم و نروم كربلا خدا نكند

تو درد داده اي و تو طبيب درد مني

به جز تو درد مرا هيچكس دوا نكند

هزار مرتبه «ميثم» اگر رود سردار

به جز علي و به جز آل را ثنا نكند

شاعر: غلامرضا سازگار

+عنوان از علي اكبر لطيفيان :

 خانه زاد كربلايم خانه ات آباد باد!

خانه ام آباد شد، غم را به من دادى حسين

 

 



ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۷:۴۲ | مدير سايت
،

دل ني ناله ها دارد از آن روز

سرش بر ني ، تنش در قعر گودال

ادب را گه الف گرديد، گه دال

ره ني پيچ و خم بسيار دارد

نوايش زير و بم بسيار دارد

سري برنيزه اي منزل به منزل

به همراهش هزاران كاروان دل

چگونه پا ز گل بردارد اشتر

كه با خود باري از سر دارد اشتر؟

شاعر : مرحوم قيصر امين پور

+ عنوان : 

خدا چون دست بر لوح و قلم زد /سر او را به خط ني رقم زد

دل ني ناله ها دارد از آن روز / از آن روز است ني را ناله پرسوز


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۷:۴۱ | مدير سايت
،

وعده اي داده اي و راهي دريا شده اي

دلي به وسعت پهناي عرش بالا داشت

لبي به وسعت مهريه­ هاي زهرا داشت 

كنار علقمه در سجده گاه چشمانش

نداشت هيچ كسي را فقط خدا را داشت

اگر چه قطره آبي ميان مشك نبود

ولي كرانه­ ي چشمش هزار دريا داشت 

هدر نرفت ز پرتاب چله ها، تيري

امير علقمه از بس كه قدّ و بالا داشت

شاعر : علي اكبر لطفيان

تصوير : نقاشي استاد حسن روح الاميني

عنوان: وعده اي داده اي و راهي دريا شده اي
         خوش به حال لب اصغر كه تو سقا شده‏ اى
          آب از هيبت عباسى تو مي‏لرزد
          بى عصا آمده‏ اي حضرت موسى شده‏ اى ( علي اكبر لطيفيان)


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۷:۴۰ | مدير سايت
،

بايد انگار تو را بين عبايم ببرم ...

اي پاره پاره تن ز دل پاره پاره ام
گفتم بغل كنم بدنت را نمي شود

بايد كفن به وسعت يك دشت آورم
در يك كفن كه پيكر تو جا نمي شود

شاعر : حسن لطفي 

+ عنوان : 

بايد انگار تو را بين عبايم ببرم 

تا كه شش گوشه شود با تو ضريحم .. پسرم .. حميدرضا برقعي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۷:۴۰ | مدير سايت
،

به توبه مي شود از نار هم به نور رسيد

از دور تو را ديده، پسنديده امير
ساعاتِ خطيري شده ساعات اخير

دل دل نكن اينقدر، زمان كوتاه است
اي حرّ دلم! سريع تصميم بگير …

 

شاعر : زهرا بشري موحد 

+ عنوان : 

به عبد رو سيه اثبات كرد حرِّ شهيد
به توبه مي شود از نار هم به نور رسيد

+و حُر به مرحله جويان توبه ثابت كرد / نجات ، جز ادب و چشم تر نمي خواهد ( محمد علي رضا پور )

چكمه از شرمندگي گردن گذاشت /بر لبش ذكر شها التوبه داشت


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۳۷:۳۹ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 10
بازديد امروز : 1148
بازديد ديروز : 5291
بازديد كل : 750188

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان