شعر

پس چه چيز تو از آن من است؟!

تمامي چيزهايي كه دوست مي‌دارم از آن من نيست
دريـــا از آن من نيست
پاييــز از آن من نيست
عشقت از آن من نيست
تنهــا؛ زخمم از آن من است

غاده السمان

موسيقي جديد بلاگ ،موسيقي فيلم بابا عزيز ساخته Armand amar (+) براي شنيدن..


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۵ | مدير سايت
،

برگ پاييزم من و در اضطرابِ افتادن...‏

انار نيستم كه؛
برسم به دست‌هاي تو...
برگ‌م،
پُر از اضطرابِ افتادن!

محمد مهدوي‏ اشرف


پ.ن: البته تصوير من رو ياد يه كارتون قديمي ميندازه كه توش، دختركي بيمار و نااميد حضور داشت كه نقاشي براي زنده كردن اميد دخترك، جانش رو فدا ميكنه...
نقاش تو يه شب طوفاني، روي ديواري كه به پنجره اتاق دخترك باز ميشد، برگي رو نقاشي ميكنه كه صبح فردا، دخترك از ديدنش و تصور اينكه اون برگ تو از اون طوفان وحشتناك در امان مونده و نيافتاده، اميدش رو باز مي يابه، هرچند نقاش...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۵ | مدير سايت
،

روزهاي باراني؛ شاعر پرورند...‏

پدرم گفت:
 عاق‌ت مي كنم اگر شاعر شوي!
مادرم نبود.
به پنجره نگاه كردم...
باران مي آمد...
خنديدم!

شاعر؟!‏

پ.ن: عنوان برگرفته از اين يادداشت مريم مؤمني:
روزهاي باراني، شاعر پرور است
برف، نويسنده هاي بزرگ خلق مي كند
داستان هاي پاورقي، محصول روزهاي آفتابي
رنگين كمان، مخصوص قصه هاي كودكان
رعد و برق، كارآگاه ها را وارد نوشته مي كند
توفان، فيلسوف مي زايد
و روزهاي ابري، به پاره كردن همه ي آنچه روزهاي قبل نوشته شده، مي گذرد.

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۴ | مدير سايت
،

پاييز و خيال تو..

پــــــايــــيز
دير ميايد و زود ميرود..
مثل خيالت نيست كه؛
زود ميايد و دير ميرود!

دلنوشته ها(م.ب -ابان 89) ...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۴ | مدير سايت
،

چترم را جا گذاشتم...‏

چترم را؛
كنار ايستگاهي در مه،
جا گذاشته ام!
خيس و خسته آمده ام...
و حالا؛
شاعر كه نه،
بارانم!‏

پ.ن: برگرفته از اين شعر سيدعلي صالحي.
اينجا هم با همين حال و هواست، كمي مفصل تر...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۱۳ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 2208
بازديد ديروز : 2102
بازديد كل : 776811

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان