شعر

آهاي جاده!‏

                          چه كنيم با تو؟!‏

                          جاده!

                          آدم‌ها را به ما مي‎رساني،

                          آدم‌ها را از ما مي‎‏گيري...

ساره دستاران

* يكبار توي گودر نوشته بودم:

جاده؛ قصه گوي رفتن هاست/ خبر از رفتن ميدهد؛ رفتن و رفتن و رفتن.../ خبر از جداشدن ها و دور افتادن ها/ همين است كه دوست نداشتني ميشود..../ اما گاهي همين جاده ها دوست داشتني ميشوند/ وقتي ما را ميبرند به جايي كه دوست تر داريم/ يا پيش كسي كه دوست ميداريم/ يا حتي وقتي؛ كسي را مي آورند پيش مان كه دوستش ميداريم...

بي ارتباط نبود، گفتم بياورم.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۲:۴۱ | مدير سايت
،

مرا خواب زمستاني اي بايد...‏

         زمستان آمده است.
         خسته ام
         مي خوابم
         بهار كه آمد
         پيله ام را مي شكافم
         تا با پرهاي خيس
         دوباره
         عاشقت شوم.


كيكاوس ياكيده
بانو و آخرين كولي سياه پوش


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۲:۴۰ | مدير سايت
،

بي مخاطب...

بودن من بي مخاطب مانده است
من و عشق تنها مانده ايم
تا تنهايي نيز بر راز آفرينش افزوده شود؛
امشب از آن شب هايي است
كه سكوت حرف اول را مي زند!



پ.ن: عكس تغيير كرد؛ به نظرم اين عكس متناسب تر هست. براي ديدن عكس قبلي مندرج در همين پست كليك كنيد.

مهديه لطيفي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۲:۴۰ | مدير سايت
،

نشاني خانه‌ات كجاست؟!

اين صبح، اين نسيم، اين سفره ي مهيا شده ي سبز، اين من و اين تو، همه شاهدند

كه چگونه دست و دل به هم گره خوردند. . .   يكي شدند و يگانه

تو از آن سو آمدي و او از سوي ما آمد، آمدي و آمديم.

اول فقط يك دل بود. يك هواي نشستن و گفتن.

يك بوي دلتنگ و سرشار از خواستن. يك هنوز با هم ساده.

رفتيم و نشستيم، خوانديم و گريستيم.

بعد يكصدا شديم. هم آواز و هم بغض و هم گريه، همنفس براي باز تا هميشه با هم بودن.

براي يك قدم زدن رفيقانه، براي يك سلام نگفته، براي يك خلوت خاص، براي يك دل سير گريه كردن. . .

براي همسفر هميشه عشق. . .  باران!

باري اي عشق، اكنون و اينجا، هواي هميشه ات را نمي خواهم

. . . نشاني خانه ات كجاست؟!


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۲:۳۹ | مدير سايت
،

آه... امان از دنيا...



ما أصف مِن دار؟ أولها عناء و آخرها فناء. في حلالها حساب و في حرامها عقاب.

چه وصف كنم سرايي را كه آغازش رنج و عناست و انجامش فنا.
در حلالش حساب و كتاب است و در حرامش كيفر و عقوبت...


امام علي (ع)


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۲:۳۹ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 34
بازديد امروز : 320
بازديد ديروز : 2245
بازديد كل : 756179

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان