شعر

حس خوب بودنت...


پروردگارا ...

چه روزهاي بيهوده ي بسيار كه بخاطر زمان از دست رفته !

ماتم نگرفته ام ...

تو هر لحظه از عمر مرا در دست هاي خود داشته اي ...

پنهان در قلب اشياء ، تو بذرها را به جوانه ، غنچه ها را به شكوفه

                                  و گل ها را به ميوه هاي رسيده بدل ميكني !

من خسته بودم و خفته در بستر حقيرم

                      تصور ميكردم كه همه كارم بازمانده است ...

صبحدم ، بيدار شدم و

                     باغچه را مملو از شگفتي گلها يافتم ...!


تاگور

 


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۳۷ | مدير سايت
،

تو مهربان من بيا كنار پنجره و بهار را نشانم بده...

زمان آن رسيده است كه دوست داشتن
صداي نغز عاشقانه اي شود
كه از گلوي گرم تو طلوع ميكند

بيا كنار پنجره
و خضر سبز پوش را كه يك زمان
بلند و تابناك ايستاده بود درچمن
وآبشارسبزريش او زشيب سرخ گونه هاش
رسيده بود تا به زير سينه ي قديم اين جهان
و كاسه اي ز آب جاودانگي به دست داشت
به من نشان بده.
بيا و قطره اي از آن پياله رابه حلق من فرو چكان
وآفتاب را به من نشان بده
كه مي لمد به روي سبزه هاي گرم
نسيم را نشان بده
كه مي وزد چنان خفيف و نرم كه گوييا نمي وزد.


مرا به خواب عشق اول جوانيم رجوع داده اي
به من بگو چگونه من جوان شوم
بگو چگونه اين جهان جوان شود
بگو چگونه راز عاشقان عيان شود
عطش براي ديدن تو سوخته زبان من
به من بگو، عطش
چگونه بي زبان بيان شود؟


تو مهربان من بيا كنار پنجره
و پيش از آنكه قد نيمه تيرسان من كمان شود
بهار را به من نشان بده
بگو كه سرو سرفراز ما دوباره در چمن چمان شود.

به چهره ها و راهها چنان نگاه ميكنم كه كور ميشوم
چه مدتي است دلربا نديده ام تو را؟
تو مهربان من بيا كنار پنجره
هلال ابروان خويش را
فراز بدر چهره ات برابرم نشان
كه خشكسال شعر من شكفته چون جنان شود

شكسته بود كلك من ز يأس بي امان من
تو مهربان من بيا كنار پنجره
كه تا بجاي آنكه بوريا شود ني زمان من
خورد تراش عشق نيستان من
چو خامه اي شود كه سرسپردگي ش
سپرده با بنان شود.
 
نگاه آخر من اگر همين بود
كه لحظه اي، فقط براي لحظه اي
بهار منظر نگاه من شود
تو مهربان من  بيا كنار پنجره
بهار را به من نشان بده
و پيش ازآنكه شب فرا رسد
وعمر مثل آب جاودانگي
به عمق آن محال تيرگي نهان شود
تو مهربان من بيا  كنار پنجره
كه آفتاب روح من عيان شود

شعر:رضا براهني؛ دكلمه:سياوش اكبريان

                                                          دانلود كنيد


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۳۷ | مدير سايت
،

اي از ستاره ماه تر!

اي شهاب رهگذر ، اي از ستاره ماه تر

دلخوشي هاي من از عمر تو هم كوتاه تر

 

تو خدايم نيستي بي شك! ولي مثل خدا

در وجودت هر كسي شك مي برد ، گمراه تر

روز و شب دنبال تو هستند "از ما بهتران"!

چشم هايت را بگو باشند بسم ا... تر

                                                                                                                                          "نيما فرقه"

* دنبال عكسي بودم كه ماه و ستاره و شهاب و چشم رو باهم تداعي كنه كه نتونستم پيدا كنم اما حيفم اومد بيتي از اين ابيات رو حذف كنم!


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۳۶ | مدير سايت
،

كجاست ماه شب ما؟

اگر برآيد ماه شب ما
به سر رسد اين تاب و تب ما

شود به توفان ها سپر ما
نوازش چشمانِ ترِ ما

اگر برآيد ماه شب ما
به سر رسد اين تاب و تب ما 

ز پشت ابر تيره غم ها
دميده ماه سرور دل ها...

بشويد اين آلايش خاطر
عطا نمايد خواهش خاطر

سزد كه جان ويرانه كنم من
به گرد او پروانه كنم من

به خاك پايش مي نهم اين سر
به آسمانش پر زنم آخر

تپش تپش قلبم شده شيدا
نفس نفس دل محو تو مولا

* از اينجا بگيريد و بشنويد.

* اشاره ش رو دوست داشتم: يك سال بدون جمعه هايش ميشود: 313روز


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۳۶ | مدير سايت
،

خنده هاتان را كه از لب ها ربود؟

اي همه گل هاي از سرما كبود
خنده هاتان را كه از لب ها ربود؟

فريدون مشيري

*عكس هايشان را نگاه ميكنم و دلم ميگيرد...
عكس ها را مي نشانم كنار هم و مي آورم اينجا...
اي كاش كه سال دل زودتر تحويل شود... و كودكان معصومِ فقر، لباس عافيت بپوشند...

* تو كار ميكني/آري/ و رنج مي‏بري/ باري/ اما تمام حرف اين نيست/ تو كار ميكني زان رو بايد بيانديشي/ كه چرا هم كار ميكني و هم رنج مي‏بري...
اينها را روي بروشور "انجمن حمايت از كودكان كار" نوشته بود كه 5شنبه و جمعه اين هفته، تو خيابون فرشته جشنواره اي برگزار كردند..


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۳۵ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 2413
بازديد ديروز : 1800
بازديد كل : 768346

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان