شعر

باز كن پنجره را... و بهاران را باور كن

باز كن پنجره ها را،
كه نسيم؛
روز ميلاد اقاقي ها را،
جشن مي
گيرد...



و بهار روي هر شاخه؛ كنار هر برگ
شمع روشن كرده است

همه‌ ي چلچله ها برگشتند
و طراوت را فرياد زدند
كوچه يكپارچه آواز شده است
و درخت گيلاس هديه جشن اقاقي ها را
گل به دامن كرده
است

باز كن پنجره ها را؛
اي دوست
!
هيچ يادت هست؟
كه زمين را عطشي وحشي سوخت؟
برگ ها پژمردند؟
تشنگي با جگر
خاك چه كرد؟

هيچ يادت هست؟
توي تاريكي شب هاي بلند
سيلي سرما با تاك چه
كرد؟
با سر و سينه
گل هاي سپيد
نيمه شب باد غضبناك چه
كرد؟
هيچ يادت
هست؟

حاليا معجزه باران را باور كن
و سخاوت را در چشم چمن زار ببين
و محبت را در روح نسيم
كه در اين كوچه تنگ با همين دست تهي
روز ميلاد اقاقي‌ها را

جشن مي گيرد

خاك جان يافته است
تو چرا سنگ شدي؟
تو چرا اينهمه دلتنگ شدي؟
باز كن پنجره ها را
و بهاران را
باور كن!

فريدون مشيري


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۵۳ | مدير سايت
،

شيشه عطر بهار، لب ديوار شكست...‏

شيشۀ عطر بهار
لب ديوار شكست
و هوا،
پر شد از بوي خدا...

              

همه جا آيت اوست،
ديدنش آسان ست
سخت آن ست كه نبيني او را...

شاعر؟!

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۵۲ | مدير سايت
،

زمين در انتظار تولد يك برگ...‏

زمين در انتظار تولد يك برگ
من در حال شمارش معكوس
صفر هميشه پايان نيست
گاه آغاز پرواز است...

قدسي قاضي نور
"مثل يك حباب آبي"

* ممنون خواهم شد نظرتون رو راجع به همراهي شعر با اين عكس يا اين عكس رو بگيد.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۵۲ | مدير سايت
،

خبر آمدنِ بهار آورده؛ نسيم...‏

بهار پشت در است
به گوش پنجره آرام
نسيم گفت و گذشت...

مژگان عباسلو


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۵۱ | مدير سايت
،

چادرت را پهن كن... چادرت را به باد بسپار... بهار را منتشر كن...‏

چادرت بوي شكوفه مي‏دهد
چادرت را پهن كن
بهار من!

تا زمين، سبز شود

آسدسعيد


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۴:۵۱ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 704
بازديد ديروز : 917
بازديد كل : 754318

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان