شعر

صدايم كن...‏

درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
كوه را به نام سنگ
دلِ شكفتۀ مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا به نام كوچكم صدا بزن


عمران صلاحي
* هميشه اين سه شعر با هم در ذهنم مي آيند:

- اولي همين كه در پست آوردم و البته قبل از اين هم در اين وبلاگ با تصوير ديگري آورده شده.


- دومي شعر سهراب كه:

                                   صدا كن مرا
                                   صداي تو خوب است 
                                   صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است
                                   كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد...

- سومي هم مربوط به آهنگي كه عليرضا عصار خوانده و عنوان برگرفته از آن ست:

                                    صدايم كن، صداي تو ترانه ست... كلامت آيه هاي عاشقانه ست...
" />

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۵:۱۶ | مدير سايت
،

ناز انگشتاي بارون تو باغم مي‏كنه

من بهارم، تو زمين ... من زمينم، تو درخت
من درختم، تو بهار ... من درختم، تو بهار
ناز انگشتاي بارون تو باغم ميكنه
ميون جنگلا طاقم ميكنه


/**/

تو بزرگي مثل شب، اگه مهتاب باشه يا نه
تو بزرگي مثل شب
خود مهتابي تو اصلاً، خود مهتــاب
مثل شب، گود و بزرگي مثل شـب
اگه روزم كه بياد
تو تميزي، مثل شبنم، مثل صبح

تو مثل مخمل ابري، مثل بوي علفي
مثل اون ململ مه نازكي،
اون ململ مه
كه رو عطر علفا
هاج و واج مونده مردد
ميون موندن و رفتــن
ميون مرگ و حيــات

مثل برفايي تو
اگه آبم كه بشن برفا و عريون بشه كوه
تو همون قلۀ مغرور و بلندي
كه به ابراي سياهي و به بادهاي بدي مي‏خنـ ـدي


احمد شاملو براي شنيدن

* آهنگ خونده شده رو شعر و كل شعر رو دوست دارم (البته اين شعر از روي آهنگه و احتمالا با شعر اصلي كمي فرق داره).
كلا حس خوبي داره برام.
غير اينكه خاطره داره برام. من رو ميبره به سالهاي 77-78. اولين بارهايي كه از تي وي چنين آهنگايي شنيديم. خوب يادمه كه يه شب كه تي وي همينجور و طبق معمول براي خودش روشن بود و هركس به كار خودش. مامان داشت تلفن حرف ميزد. حتي يادمه با كي. يهو تي وي يه آهنگ گذاشت كه گوش هام تيز شد. داداش بزرگه رو صدا كردم، گفتم: بيا، داريوش داره ميخونه... ميدونستم بعيده اما خب خيلي شبيه بود، خصوص تو اون چندثانيه اول خيلي شك برانگيز بود... گفتم شايد اتفاق خاصي افتاده. حتي داداشم هم شك كرد. به مامان گفتيم تلفن رو ول كن بيا گوش كن. مامان كه شنيد، به پشت خطي گفت بزن تي وي و بشنو! خلاصه اوضاع خنده و جالبي بود. بعدتر فهميديم خشايار اعتمادي بود خواننده ش.
هواي خوب بهاري
امروز و نم بارون ش، سبب زمزمه ش تو ذهنم شد.

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۵:۱۶ | مدير سايت
،

تعبير سكوت!



وقتي كه دور از همگان،
بخواهي خواب عزيزت را براي آينه تعبير كني،
معلوم است كه سكوت علامت آرامش نيست...

سيدعلي صالحي




*موسيقي بي كلام پس زمينه بلاگ از برنارد كخ (Bernward Koch) آهنگ بسيار زيباي silent star
  براي شنيدن

*صفحه مخصوص كدهاي موسيقي بلاگ شعرها وتصويرها براي قرار دادن كد اهنگ در وبلاگ


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۵:۱۵ | مدير سايت
،

غمِ دريا دارم...‏

من كه در تنگ براي تو تماشا دارم
با چه رويي بنويسم غم دريا دارم؟

دل پر از شوق رهايي است، ولي ممكن نيست
به زبان آورم آن را كه تمنا دارم

چيستم؟! خاطره ي زخم فراموش شده
لب اگر باز كنم با تو سخن ها دارم

با دلت حسرت هم صحبتي ام هست، ولي
سنگ را با چه زباني به سخن وادارم؟

چيزي از عمر نمانده ست، ولي مي خواهم
خانه اي را كه فروريخته برپا دارم

فاضل نظري


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۵:۱۵ | مدير سايت
،

هوس



ميدانستم اخر ...
روزي من تنها ميمانم و تو...

ميدانستم اخر
روزي هرچه عاشقانه بگويم...
درتنهايي!
اين پنجره رو به خورشيد..
اين باد
اين دل...
اين هوا..
اين هوس..

هوس تنهايي بك عاشقانه ي ارام را بردلم ميگذارد...



دلنوشته ها ..

م.ب
اخرين جمعه
اسفند 90



ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۵:۱۴ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 5
بازديد امروز : 730
بازديد ديروز : 917
بازديد كل : 754344

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان