شعر

از دل نشان‌م مي رود...

"او مي رود دامن‌كشان

او مي رود دامن‌كشان

او مي رود دامن‌كشان

من...

 زهر ِ تنهايي چشان.."


وسالهاست، رفتنش  هر غروب ، در ذهنم تكرار ميشود.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۷:۴۸ | مدير سايت
،

نشسته ام كنار سيني چاي با تو

مرا به جُرم همين شعر متهم كردند
و… در توهم‌شان، فتح بر قلم كردند

سپيده، باز قلم ها نوشت از راهي
كه پاي هم قدمي را در آن قلم كردند

مُميزان، نه فقط بر من و غزل هايم
به ذوق بيش و كم خويش هم ستم كردند

دو استكان بنشين، رفع خستگي خوب است
دوباره در دلم، انگار چاي دم كردند

تعارفيت به قليان نمي كنم، دودي ست_
كه روشنش به يقين با ذغالِ غم كردند

دلم گرفته به خود قول داده ام اما_
برايتان ننويسم چه با دلم كردند

مرا به جُرم همين شعر _اگر چه قيچي ها
به خشم، هفت خط از اين خطوط كم كردند


محمدعلي بهمني

از دفتر "من زنده‌ام هنوز و غزل فكر ميكنم"


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۷:۴۷ | مدير سايت
،

سيبي براي ما...‏

دستانِ من نمي‏توانند
نه؛ نمي‏توانند
هرگز اين سيب را
عادلانه قسمت كنند!‏
تو
به سهم خود فكر مي‏كني
من
به سهم تو!‏

گروس عبدالملكيان

* ضمنن اين عكس و اين عكس هم بودند، نظرات را شنوايم...


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۷:۴۷ | مدير سايت
،

مسافر

كاش مي دانستي
كه پرندگان عشق هرگز دوبار پر نمي گشايند.
دوست من، عشق مسافري است
كه تنها يك بار به سراغمان مي آيد و يكباره مي رود.

نزار قباني

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۷:۴۶ | مدير سايت
،

غائب

تمام فصل هافصل تو اندكه پــائـيــزند

محمد شريفي نعمت آباد 


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۷:۴۶ | مدير سايت
،

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 13
بازديد امروز : 1240
بازديد ديروز : 3148
بازديد كل : 770321

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان